داستان از زبان یک اسب روایت می شود اسبی که بعد از چند هفتگی از مادرش جدا شده و توسط یک مزرعه دار خریداری می شود. در مزرعه پسر خانواده بنام آلبرت با او خوش رفتاری می کند و او را ظرف یک سال رام می کند و اسب تبدیل به یک حیوان مزرعه می شود. اسبی که می تواند زمین را شخم بزند و برای شکار سواری بدهد. اما با شروع جنگ جهانی اول ارتش بریتانیا این اسب را از مزرعه دار می خزد و بین اسب و آلبرت جدایی می افتد. اسب بعد از گذراندن دوره آموزشی و ورود به خاک فرانسه ابتدا وارد هنگ سواره نظام می شود، بعد از کشته شدن سوارش بدست آلمانی ها می اقتد و مدتی به عنوان اسب گاری حمل مجروحان خدمت می کند و بعد مسوول حمل مهمات می شود، بعد از اینکه باز سوازش کشته می شود تک و تنها به دل جنگل های بریتانیا می رسد و خود را در میانه منطقه بی طرف می یابد. یکی از سربازان لشکر بریتانیا اسب را به سمت انگلستان می اورد و برای انجام معاینات با دامپزشکی ارتش می برد انجا مجددا اسب با آلبرت روبه رو می شود و بعد از مدت زمانی آلبرت و اسب به مزرعه باز می گردند.


ناشر افق
نویسنده مایکل مرپورگو