بودند در دست خان می بینند. امیدشان از همه جا قطع می شود. الیاس که در جریان ماجرا و به دنبال انتقام است بعد از گذشت حوادثی و کشته شدن عروس خانواده (بعد از اسارت در خانه ی خان) تصمیم به کاری می گیرد. شبانه با مقداری نفت به خانه ی خان رفته و انبار را به آتش می کشد. موقع فرار کسی متوجه هیکل او می شود. او را به تهران پیش یکی از دایی هایش می فرستند تا وضع که امن تر شد باز گردد. در تهران الیاس جذب رفتار یکی از همکلاسی هایش شده و از طریق او با روحانی مسجد محله که شخصی مبارز علیه شاه است آشنا و مرتبط می شود. به خاطر فعالیت های مبارزاتی مدتی از طرف دایی در خانه حبس می شود. نهایتا بعد از اتفاقاتی بدون اجازه دایی از خانه خارج شده و در جریان شعار نویسی شبانه توسط ساواک بازداشت می شود.


ناشر
نویسنده