داستان این کتاب همچون کتاب آبری در مورد دختر یازده ساله ای است. منتها در این داستان الیزابت شخصیت اصلی داستان پدر و مادرش را از دست داده و همراه عمو و زن عمویش زندگی می کند. مادرش هنگام زایمان و پدرش در سن سالگی از دنیا رفتند. اما پدر او برای الیز نامه هایی نوشته که هر سال الیز روز تولدش یکی از آنها را می خواند. الیز در مدرسه با دانش آموزی به نام فرانکلین دوست است و با آماندا مشکل دارد به گونه ای که نمی تواند از پس مشکلش با آماندا بر بیاید، الیز عزت نفس پایینی دارد و فکر می کند موجود اضافه و بی خاصیتی است. اما پدرش در نامه ای که برای دوازده سالگی او نوشته می گوید دیگر نامه ای درکار نیست و باید از یک رمز و راز پرده بردارد و آنرا کشف کند. هشت اتاق مختلف در انباری خانه وجود دارد که الیز باید کلید انبارها را پیدا کند و پیامی که پدرش برای او در اتاق گذاشته را دریافت کند و سراغ اتاق بعدی برود.


ناشر
نویسنده