کارلی کانرز دختر نوجوانی است که با مادر بیخیال و خوشگذرانش زندگی میکند. مادر کارلی زنی است که با وجود علاقه به دخترش مادر کاملی برایش نبوده و بیشتر رابطه دوستانه ای باهم داشتند تا رابطه عاطفی مادر و دختری. مادر او مدتی قبل با مردی به نام دنیس ازدواج کرده و یک شب به دلیل درگیری لفظی که بین کارلی و دنیس پیش می آید او به شدت کارلی و مادرش را کتک میزند، به طوری که هردو در بیمارستان بستری میشوند و مادرش فعلا بیهوش است. کارلی را از طرف پرورشگاه قرار است به خانواده مورفی دهند که تا مشخص شدن وضعیت مادرش موقتا با آنها زندگی کند.. ورود کارلی به خانواده موفی که 3 پسر کوچکتر از کارلی دارند دید او را نسبت به خانواده و مادر بودن متفاوت میکند و تازه متوجه میشود که مادر واقعی چگونه است و طعم خانواده دار بودن و مورد توجه واقع شدن را میچشد. شخصیتش به کلی عوض میشود و آرزو میکند که بتواند عضوی از خانواده مورفی ها باشد.


ناشر
نویسنده