داستان در مورد پسر نوجوان سیاه پوستی به نام جیمی است. جیمی همراه مادربزرگش زندگی می کند. مادر جیمی مرده و پدرش به اتهام قتل زندانی است. زندگی او همراه مادربزرگش در جریان است تا اینکه یک روز پدر جیمی سر و کله اش پیدا می شود و به او پیشنهاد می دهد که همراهش به کالیفرنیا بیاید. او می خواهد آنچا کار کند و زندگی جدیدی بسازد. جیمی که دل خوشی از زندگی فعلی اش در نیویورک ندارد به رغم مخالفت مادربزرگش قبول می کند تا با پدری که برای اولین بار می بیندش همراه شود. در مسیر متوجه می شود که پدرش از زندان آزاد نشده بلکه فرار کرده است. فرار کرده تا پیش پسرش بیاید و به او نشان دهد که او قاتل نیست و رای دادگاه ناعادلانه بوده و او بدلیل سیاه پوست بودن گرفتار این دسیسه شده است. ماجرا را برای جیمی تعریف می کند و می خواهد او را پیش قاتل اصلی ببرد که قسر رد رفته است. جیمی که بعد از اینکه می فهمد پدرش فرار کرده از زندان و به او دروغ گفته از او متنفر شده است، به مرور زمان با او همراه می شود ولی نمی تواند او را به عنوان پدر بپذیرد سرانجام پلیس پدر جیمی را دستگیر می کند و چند روز بعد از شدت بیماری پدر می میرد و جیمی به نیویورک پیش مادربزرگش برمی گردد.


ناشر افق
نویسنده والتر دین مایرز
قالب رمان و داستان
روح حاکم تحلیلی
جغرافیای کتاب آمریکای شمالی
موضوع اجتماعی-فرهنگی
رده سنی متوسطه دوره دوم
جنسیت اولویت اول آقایان
حجم کتاب متوسط (بین 150 تا 300 صفحه)